اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

178

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

بگيرشان تا بيعت كنند و گر نه آن دو را گردن بزن . گفت : به خدا قسم كه با ايشان قطع رحم نكنم . پس از نزد وى برفتند و همان شب ( از مدينه ) كناره گرفتند . حسين به مكه رفت و چند روزى آنجا بماند كه مردم عراق به او نامه نوشتند و پى در پى فرستادگانى روانه كردند و آخرين نامه اى كه از ايشان به دو رسيد ، نامه هانى بن هانى و سعيد بن عبد الله حنفى [ 2 ] بود : بنام خداى بخشاينده مهربان ، به حسين بن على از شيعيان با ايمان و مسلمانش ، اما بعد پس شتابفرما كه مردم تو را انتظار مىبرند و جز تو پيشوايى ندارند ، شتابفرما ، و السلام . پس مسلم بن عقيل را بسوى آنان فرستاد و بايشان نوشت و نويدشان داد كه خود در پى نامه خويش ميرسد . چون مسلم به كوفه رسيد ، نزد وى فراهم شدند و با او بيعت كردند و پيمان بستند و قرار نهادند و اطمينان دادند كه يارى و پيروى و وفادارى كنند . ( امام ) حسين از مكه رهسپار عراق شد و يزيد عبيد الله بن زياد را والى عراق كرده به او نوشته بود : خبر يافته‌ام كه مردم كوفه به حسين نامه نوشته‌اند تا نزد ايشان بيايد و او هم از مكه بيرون آمده ، بسوى ايشان رهسپار گشته است ، و اكنون از ميان همه شهرها شهر تو و از ميان همه زمانها زمان تو است كه بدين آزمايش گرفتار آمده ، حال اگر او را كشتى ، و گر نه بنسب و پدر خويش عبيد بازگردى ، پس مبادا كه از دستت رها شود . شهادت حسين بن على ( ع ) [ 3 ] عبيد الله بن زياد به كوفه آمد و مسلم بن عقيل در كوفه بود و در خانه هانى بن عروه منزل داشت ، هانى سخت بيمار بود و با اين زياد دوستى داشت . پس چون

--> [ 1 ] ل ، هانى بن ابى هانى . [ 2 ] ل ، خثعمى . [ 3 ] ل ، ص 288 .